فقط یه سری نکته داشت...
من موندم چرا رحیم آباد با این همه زیبایی باید جزو مناطق محروم باشه....اونجا بهشته... واقعا خداست...عالیه ...
رامسر با همه خوبیش ساحلش افتضاح بود....هم کثیف بود...هم شلوغ بود...سنگی هم که بود...من ساحل ماسه یی رو ترجیح می دادم ....کافی شاپاشم که فاجعه بودن جز یکی..... کاخم که ناجور شده اصلا بهش نرسیدن....تنها کاری که کردن اینه که ملتو مجبور کنن پلاستیک پاشون کنن ....
جواهر ده خیلی منظره جالبی داشت....محشر بود....آبشارو چشمه شم خوب بود...فقط خیلی جادش پیچ در پیچ و دره یی بود مثل طالقان...با این فرق که این بالای کوهه اون پایین کوه....ولی به دیدنش می ارزه....
با اینکه تابستون بود نمی دونم چرا بعضیا اصرار داشتن باید حتما ماهی بخرن....
تو ساحل هوار نفر تو منطقه شنا ممنوع تو آب بودن...هیچ کسم هیچی نمی گفت بهشون....
چند بارم خطر از بیخ گوشمون گذشت:
تو جاده جواهرده موقع پایین اومدن سر یه پیچ خیلی تند ترمز نگرفت...ولی به خیر گذشت....
موقع برگشتن از رامسر یه کامیون از سمت مخالف واسه اینکه از رو سرعت گیر رد نشه یهو پیچید رو دست ما.. اگه به موقع فرمونو نچرخونده بودیم الان باید از اون دنیا آپ می کردم....ولی بد جور مالید به ماشین...داغون کرد....و از همه بهتر اینکه جایی که کامیونه بهش خورد همون جایی بود که من نشسته بودم...
همین جوری که بر می گشتیم سد منجیل و دیدیم ...من گفتم جادش از وسط ۲ تا تونله شروع میشه اشتباه نریما ....بعد دیدیم تونلو بستن...باید از همون جاده رد شیم...خدا رو شکر که حفاظشم کنده بودن که ملت با خیال راحت بپرن تو آب....و بگذریم از اینکه قسمت ما نشد چون یه ۲۰۶ باهوش سر پیچ آخر ازمون عجیب سبقت گرفت بعدم به طور غیر منتظره یی کشید جلو ما....
می بینی ما چقد خوش شانسیم؟؟؟؟
اینم چند تا عکس :
۴ تای اولی رحیم آباد... آخری جاده جواهرده...فقط نمی دونستم چه جوری میشه یه کاری کرد اینجا زوم شه...نمیدونم چرا اینجا اینقد کیفیتشون بد شده....





... انقده باحاله ....
واسه دوستام اسمایلی رو که دوست دارم و بهشون می خوره انتخاب می کنم...
آوا ![]()
زهرا ![]()
نگار ![]()
اسما 
زهره ![]()
هدی ![]()
نرگس ![]()
قورباغه ![]()
محمد
مهدی ![]()
دلقک ![]()
ن ب ب 
علی صالح ![]()
احسان
![]()
علی پاک ![]()
امیرآقا ![]()
بستانی ![]()
نمسیس 
کاواک ![]()
اینم منم ![]()
یه وقت کسی ناراحت نشه ها...
بلاگ دلقک (مهرداد) رو که باز کردم جا خوردم... ===> ( تولد بابام + همسرم مبارک)....(هستی جیگر) ...... ![]()
بالای صفحه رو خوندم دیدم نوشته صفحه ویژه خاله زنکهای فامیل ورود افراد متفرقه ممنوع.... همین جوری ماتم برده بود که این دلقک تازه بلاگ زده و چه فعال ... زنم گرفته ما خبر نداشتیم
...شیرینیم نداده... بعد هی صفحه نخست و زدم باز همون اومد...هی بالا پایین رفتم...پیوندارو چک کردم خالی بود...هیچی آقا ...خلاصه نویسندشو که دیدم ( کلانتر ) شک کردم که شاید لینکو اشتباه ذخیره کردم و.... بلللللللللللللله......یه آپ لاین - کمه...![]()
تقصیر خودته دیگه ...اگه اینقدر دلقک بازی در نیاری و نیافتی به جون مردم اینجوریم نمیشه...![]()
" جان مولا نبرید" ... معرفت مرد ...برو
ثروتت را بردند ... باز هم پیر شدی
شام امشب اینست : از خودت سیر شدی
این چه قانونی بود؟! جز دورویی و ریا
که به نامش بردند روزی پاک تو را
تو که می دانستی بی گناهی جرم است
خوب می فهمیدی رسم دنیا ظلم است
پس چرا سازی را که خراب است زدی؟
باز بر نان حلال تو چرا دست زدی؟
دور بی دردان است...نغمه از درد زدی؟
در خیابان شلوغ حرف یک مرد زدی؟
کودکت منتظر است مرد بادام فروش
ثروتت را بردند.... تلخی اش مانده به دوش...
نمیدونم چرا دست و دلم به نوشتن نمیره...
۲. امروز داشتم صفر مطلقامو ورق می زدم... یاد جلسه اسفند افتادم که به عنوان جانشین آیرین اومدم و اون برخورد فوق العاده بد بچه ها و حرفاشون و اینکه چقدر خودمو کنترل کردم یه کلمه هم حرف نزدم ....یاد حرفای ماهیار تو جلسه نقد و بررسی همایش افتادم که چقدر از رفتار بچه ها ناراحت بود و اینکه فهمیدم حق با هدی ست ... واسه این دانشکده کاری نکنی بهتره... حداقل احترام خودتو نگه داشتی!!!...
۳. تو این چند روزه چند تا سوال توپ اومد تو ذهنم ... با یه استادی حرف زدم گفت خیلی جالبه... تا الان بهش فکر نکرده بودم.... می خوام روشون کار کنم !!! چقدر این کتابای عمو آلبرت مفیدن!!! بی نظیرن...
۴. داشتم فکر می کردم یه درس اساسی به بعضیا باید بدم...
۵. اینجا همش برق میره ... دیگه اعصاب واسه آدم نمی ذارن... هر وقت دلشون می خواد قطع می کنن... بی برنامه ... وسط فیلم...آخر فیلم... ظهر شب صبح...۴ ساعت ... ۵ ساعت ... آخه تو کدوم کشور دنیا همچی کاری می کنن که اینجا می کنن؟ تو آمریکا در سال فقط ۱ دقیقه برق میره...اونم سالروزه ادیسون واسه گرامیداشت یادش و خدمتی که به بشریت کرده... کجایی ادیسون ببینی چه به روز ما دارن میارن...
۶. چند روز پیش اخبار گفت تو یکی از کشورا شیر ۵ تا تک تومن گرون شده مردم تحریم کردن یه هفته نخریدن... بعد دولت مجبور شده شیر رو ببره دم در خونه ها بده... کاش مردم ما هم یاد می گرفتن ... البته لذت بردم که اخبار دیشب گفت هفته پیش تو بعضی پمپ بنزینای تهران بنزین سوپر ۱۰۰ تومن فروش رفته...چون کسی نخریده مخزن پر شده ....
۷. شنیدم تو ساختمون جدید سالن مطالعه برادران و خواهرانو جدا کردن ؟؟؟!!!!....اونم طبقه ۳ ؟؟؟
۸. بعضیا با اومدن تابستون اینترنت و ول کردن به درس چسبیدن .... واقعا جای بسی امید داره که بچه ها بلاگاشونو اپ نمی کنن!!!
