فرشته ها پایین آمده اند...همه جا پر از فرشته است...از کنارت که رد می شوند می فهمی؟.... اسمت را که صدا می زنند می شنوی؟.... دستشان را روی شانه ات که می گذارند حس می کنی؟... راستی حیاط خلوت دلت را آب و جارو کرده ای؟...دعاهایت را آماده گذاشته ای؟...آرزوهایت را مرور کرده ای؟... می دانی که امشب به تو هم سر می زنند؟... می آیند و برایت سوغاتی می آورند...پیرهن تازه ات را...خدا کند یک هوا بزرگ شده باشی....می آیند و چهار گوشه دلت را نور و گلاب می پاشند... می آیند و توی دستشان دعای مستجاب شده و عشق است....مبادا بیایند و تو نباشی....مبادا.... مبادا در بزنند و نفهمی....مبادا....کوچه دلت را چراغانی کن...دم در بنشین و منتظر باش...فرشته ها می آیند.....فرشته ها حتما می آیند....
خدا آن سو تر منتظر است...مبادا که فرشته هایت دست خالی برگردند....
چقدر شبیه....
سالها طول کشید تا بفهمم یک فریاد برابر است با سه ساعت خواهش و تمنا کردن. که یک فریاد به رعد می ماند تا یکباره همه چیز را آتش بزند. سالها طول کشید که بفهمم آدمها بدون آنکه بدانند به فریاد ... به یک صدای بلند احتیاج دارند تا در وقت مناسب مجبور به شنیدن بشوند و صدای موذی دور و برشان گم و گور بشود. برای اینکه به یادشان بیاید آدم دیگری هم روبرویشان نشسته است. فریاد می زنم. بلند و خالص. بدون آه و گریه ای که اسمش را مکر زنانه گذاشته اند....
سکوت من گذشته دارد...به خاطر آن بارها تشویق شده ام. چهار پنج ساله بودم که دانستم هر بچه ای آن را ندارد...سکوت من اولین داراییم به حساب می آمد...در طول سالها بعد از آن بارها مورد تحسین قرار گرفتم...به خاطر توداریم...خیلی زود فهمیدم که به یک صندوقچه می مانم با دری کیپ و پر از راز...دوستانم و خانواده ام از سکوتهای من کلافه می شدند....سکوت من آنها را می ترساند...کم کم عادت به پر حرفی پیدا کردم حتی در مواقعی که لازم نبود. سال ها بعد یاد گرفتم که حرف می تواند حتی مخفیگاهی بهتر از سکوت باشد.
ولی با وجود سالها تمرین ...گفتگوی درونی هیچ گاه به طور کامل به بیرون منتقل نشد. هنوز هم آدم آرامی به حساب می آیم.
و سکوت بزرگترین دارایی ام .
د آخه این چه وضع مملکته....این چه بلایی که به این بدبختا نازل شده....چرا اینقد لجن مالی می کنن اعصاب آدمو.... از هر کی می پرسم کنکورت چی شد؟؟؟؟ ناله س....آخه ظلم تا کجا؟؟؟.... طفلک ۸۷یا....بدترین دوره کنکورو داشتن...اون از کنکور مزخرفشون و معدلا... اینم از سهمیه بندی شهرستانیا و تهرانیا و بومی و نتیجه افتضاحش: ....
یارو با ۲۵ برق شریف قبول نشده... اون یکی با ۷۵۰ داره میاد فیزیک تهران....یکی دیگه داره ناله میکنه که با ۴۰۰۰ ریاضی شریف که هیچ تهرانم قبول نشده باید بره امیر کبیر... بیچاره اونایی که ۲-۳ تا رشته بیشتر نزدن که هیچی قبول نشدن....بعدی با ۴۰۰ داره میره فیزیوتراپی ....یکی با ۶۰۰ داره میره عمران سمنان...
دیگه خیلی امسال به شهرستانیا ظلم شده....خیلی.... شورشو در آوردن....
خدایا تو شاهد باش که اینا چی دارن به روز مردم میارن....
