تبليغاتX
یادداشت های یک استعداد درک نشده
یادداشت های یک استعداد درک نشده
بیا تا ته کودکی هایمان بدویم... نبازیم ... نمیریم
نگارش در تاريخ چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387 توسط استعداد

 

 

هر کس که بداند و بداند که بداند
اسب خرد از گنبد گردون بدواند


آنکس که بداند و نداند که بداند
بیدارش نمایید که بس خفته
نماند

آنکس كه نداند و بداند که نداند
لنگان خرک خویش به مقصد برساند

 

آنکس که نداند و نداند که نداند
در جهل مرکب ابدالدهر بماند



دردهکده ما کنون وضع چنین است...


آنکس که بداند و بداند که بداند
باید برود غاز به کنجی بچراند


آنکس که بداند و نداند که
بداند
بهتر برود خویش به گوری بتپاند


آنکس که نداند و بداند که
نداند
با پارتی و پولی خر خود را بدواند

آنکس که نداند و نداند که نداند
بر پست ریاست ابدالدهر بماند

درباره وبلاگ

ورقی فرض کن یک روی در تو یک روی در یار
آن روی که سوی تو بود خواندی
آن روی که سوی یار است هم بباید خواندن
آخرين مطالب
آرشيو مطالب
پيوند ها
پيوند هاي روزانه


 
قالب وبلاگ